بسم الله الرحمن الرحیم

وصیتنامه: غلامحسين باغی                     فرزند:علی

بنام خداوند بخشنده مهربان ای پروردگار بزرگ رضايم به رضاي تو و تنها راهی كه تو انتخاب می كنی من می پيمايم آخرين راز و نياز با تومی كنم  و تنها راهی كه تو دوست داشته باشی من عمل می كنم شهادت من شهادت را بهترين راهها و هدفهای من است نه  برای مقام و نه برای ريا بلكه فقط  برای  اسلام قرآن  بزرگ

مسلمانم  و شيعه اثنی اشعی و امام اولم علی(ع) و راهم  راه حسين(ع)  می  خواهم حسينی بميرم و مرگ سرخ را انتخاب كردم۰ من نمی خواهم  داخل  بستر بميرم من می خواهم درحال جنگ با ظالمان و مخالفان قرآن و اسلام بميرم۰ بهترين رهبررا به رهبری انتخاب كردم  و جانم را فدای اهدافش می كنم  آن هم خمينی بت شكن ای خمينی بزرگ جان من كه قابلی ندارد كه  فدای  اسلام  كنم  دوست داشتم  كه بارها می مردم  و دوباره زنده می شوم وفدای اسلام می شدم۰ ای  پدربزرگ  همه ايران خمينی

وتنها مطلبی كه مرا نگران كرده پدرم، ا ی پدربزرگوارم من هيچ گونه زحمات و فداكاريهای تو را فراموش نمی كنم ولی بدان كه زحماتت هدرنرفته اگرتو زحمت نمی كشيدی   و فداكاری نمی كردی   فرزندی  مانند  من  دردامان شما پرورش نمی يافتم  و افتخارمی كنم كه پدری مثل تو زحمت كش داشتم اما تنها آرزوی من اين است كه تمام گذشته ها رامورد عفو قراردهی و مرا ببخشيد چون من دراوئل جوانی شما را بسيار رنجاندم من درجوانی بسيار شلوغ بودم اما ديگر توبه كرده بودم واما ای  مادرعزيزم محبت تو هرگزاز قلبم  بيرون نمی رود اگر مرا درقبربگذارند و قلبم ازهم  پاشيده شود اما محبت  تو را فراموش نخواهم كرد دامان تو مرا پروريد

واما خانم عزيز درعرض يك سال زندگی بسياراز تو راضی بودم توهم بايد مراببخشيد واميدوارم كه دردنيای ديگر يعنی آن دنيا با تو دوباره زندگی خواهم كرد اما ای برادرعزيزم محمد می دانم كه قلب نازك تو طاقت مردن مرا ندارد اما چه كنم  بگذار خانواده ما هم شهيد داده باشد مگرما مسلمان نيستيم ای برادرتو خيلی مهربان بودی بسيار عزيز اما محمد جان تو بايد  بيشتر ازهمه مرا ببخشيد چون من خيلی شما را آزاردادم اگرتو نبخشی من می سوزم وازحسن هم معذرت بخواهيد و تمام برادرهايم را دلداری دهيد و بگوئيد كه به اميد اينكه آن دنيا با شما خواهم  بود و ديد

اين وصيت نامه را شب و از روشنائی مهتاب استفاده كردم وینوشتم

 خداحافظ

درود برخمينی – مرگ برصدام يزد كافر